2- رزم رستم و ویروس
کنون رزم ویروس و رستم شنو
دگر شنیدستی این هم شنو

که اسفندیارش یگی دیسک داد
بگفتا به رستم که ای نیکزاد

در این دیسک باشد یکی فایل ناب
که بگرفتم از سایت افراسیاب

برو حال میکن بدین diskهان!
که هم نون وهم آب باشد در آن

تهمتن روان شد سوی خانه اش
شتابان به دیدار رایانه اش

چو آمد به نزد mini towerاش
بزد ضربه بر سر powerاش

دگر صبر و آرام و طاقت نداشت
مر آن disk را در drive اش گذاشت

نکرد هیچ صبر و نداد هیچ لفت
یکی list از root دیسک گرفت

در آن disk دیدش یکی file بود
بزد enter آنجا و اجرا نمود

کز آن یک demo شد پس از آن عیان
ابا فیلم و موزیک وشرح وبیان

به ناگه چنان سیستمش کرد hang
که رستم در آن ماند مبهوت و منگ

چو رستم دگر بار reset نمود
همی کرد hang و همان شد که بود

تهمتن کلافه شد و داد زد
ز بخت بد خویش فریاد زد

چو تهمینه فریاد رستم شنود
بیامد که لیسانس رایانه بود

بدو گفت رستم همه مشکلش
وزان disk و برنامه خوشگلش

چو رستم بدو داد قیچی و ریش
یکی دیسک bootable آورد پیش

یکی toolkit اندرآن disk بود
بر آورد آنرا و اجرا نمود

همی گشت toolkit،hard اندرش
چو کودک که گردد پی مادرش

به ناگه یکی رمز virus یافت
پی حذف امضای ایشان شتافت

چو virus را نیک بشناختش
مر از boot sector بر انداختش

یکی ضربه زد بر سر toolkit
که هر byte آن گشت هشتاد bit

به خاک اندر افکند virus را
تهمتن به رایانه زد بوس را

چنین گفت تهمینه با شو هرش
که این بار بگذشت از پل خرش

قسم خورد رستم به پرور دگار
نکیرد دگر disk از اسفندیار